روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم حیف دلم که پیش تو موند و به هیچ کی دل نبست حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

من و غروب و جاده

مرتبط با :


دیدم دلم گرفته!

هوای گریه دارم

تو این غروب غمگین

دور از رفیق و یارم

دیدم دلم گرفته

دنیا به این شلوغی

این همه آدم اما

من کسی رو ندارم

دیدم غروبه اما

نه مثل هر غروبی

پهنای آسمونه

هرگز ندیده بودم

از غم به این شلوغی

دیدم که جاده خسته س

از این که عمری بسته س

اونم تمام حر فاش

یا از هجوم بارون

یا از پلی شکسته س

اونم تمام راههاش

یا انتها نداره

یا در میو نه بسته س

من و غروب و جاده

رفتیم تا بی نهایت

از دست دوری راه

یکی شدیم شکایت

گم شدیم از غریبی

من و غروب و جاده

از بس هوا گرفته

از بس که غم زیاده

پر از غبار غم بود

هر جا نگاه می کردی

کی داشت خبر که یک روز

میری که بر نگردی.



.:: ::.

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 22 مرداد 1390

نظرات ()


روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم حیف دلم که پیش تو موند و به هیچ کی دل نبست حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

تنهای تنها

مرتبط با :


همه رفتن 

کسی دور و برم نیست 

چنین بی کسی شدن 

در باورم نیست 

همه رفتن

کسی با ما نموندش 

کسی حرف دل 

ما رو نخوندش 

همه رفتن 

ولی این دل ما رو 

همون که فکر نمی کردیم  

سوزوندش 

خیال کردم  

که این گوشه کنار! 

یکی داره هوای کار مارو 

یکی هم این میون  

دلسوزه ما هست  

نداره آرزو 

آزار مارو  

که کار ما  

از این هم باشه بدتر 

یکی داریم 

در این دنیای محشر 

یکی داریم  

که از بنده نوازی 

زند هر چند گاهی تقه بر در  

که حاشا تقهای بر در نخورده 

که آیا زنده ایم 

 



.:: ::.

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 22 مرداد 1390

نظرات ()


روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم حیف دلم که پیش تو موند و به هیچ کی دل نبست حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

کافه های شلوغ

مرتبط با :

آخ که چقدر خوبه قدم زدن با تو
چه خوب و آفتابیه هوای من با تو
تو کافه های شلوغ گوش دادن به صدات
چه لذتی داره

تو خلوت کوچه گرفتن دستات
چه لذتی داره

بازم اجازه بده بهت سلام کنم نگو باهام قهری
با اینکه میدونم تو بی اجازه ترین عاشق این شهری

بازم اجازه بده بهت سلام کنم نگو باهام قهری
با اینکه میدونم تو بی اجازه ترین عاشق این شهری

تو غربت خونه جز منه دیوونه کی غصه ی تو رو خورد؟
شبای تنهایی بدون لالایی چجوری خوابت برد؟

آخ که چه دلگیره هوای من بی تو
چقدر نفسگیره قدم زدن بی تو
تو خلوت کوچه گرفتن دستات
همش دروغه دروغ
چقدر ادامه بدم به گم شدن تو این خیابونای شلوغ

جز منه دیوونه کی وقتی حس میکنه که داره میمیره
حتی واسه مردن از تویه دیوونه اجازه میگیره
جز منه دیوونه کی وقتی حس میکنه که داره میمیره
حتی واسه مردن از تویه دیوونه اجازه میگیره

چراغای رنگی آدمای سنگی سرفه و دلتنگی
تو کافه ی خالی یه استکان چایی کنار تنهایی

اون طرف میزم جات خالیه عزیزم

.:: ::.

نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 21 مرداد 1390

نظرات ()


روا نبود که اینجوری از دل تو جا بمونم روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم حیف دلم که پیش تو موند و به هیچ کی دل نبست حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

تو

مرتبط با : تو

تو بزرگترین سوالی که تا امروز بی جوابه
نه تو بیداری نه تو خواب نه تو قصه و کتابه
برای دونستن تو همه دنیا رو گشتم
از میون آتش و باد خشکی و دریا گذشتم
تو رو پرسیدم و خواستم از همه عالم و آدم
...بی جواب اومدم اما حالا از خودت می پرسم
.
تو رو باید از کدوم شب از کدوم ستاره پرسید؟
از کدوم فال و کدوم شعر پرسید و دوباره پرسید؟
تو رو باید از کدوم گل از کدوم گلخونه بویید؟
تو رو باید با کدوم اسب از کدوم قبیله دزدید؟
غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید؟
از ته دره ظلمت یا نوک قله خورشید؟

اون ور اینجا و اونجا / اون ور امروزو فردا
عمق روح آبی آب / ته ذهن سبز صحرا
مثل زندگی مثل عشق
تو همیشه جاری هستی
تو صراحت طلوع و نفس هر بیداری هستی
مثل خورشید مثل دریا روشنی و با صداقت
تو صمیمیت ابی واسه شستن جراحت
.
غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید؟
از ته دره ظلمت یا نوک قله خورشید؟

تو رو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنیدم
تو رو حس کردم تو نبضم
من تو رو نفس کشیدم
مثل حس کردن گرما یا حضور یه صدایی
به تو اما نرسیدم ندونستم تو کجایی
تو رو باید از کی پرسید ؟
تو رو باید با چی سنجید؟
تو رو حس میکنم اما
کاشکی چشمام تو رو میدید
.
غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید؟
از ته دره ظلمت یا نوک قله خورشید؟

.:: ::.

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1 مرداد 1390

نظرات ()





.:: Powered By MihanBlog.com Copyright © 2009-2011 By jakat1 ::.
.:: Design By :
JakAt 1 ::.


با سلام ... .
به سایت شعر " ژاکت " خوش آمدید .
همانطور که میدانید هاست قبلی ما در بلاگفا بدلیل مشکلاتی بسته شد و اینک شاهد وب جدید ما در میهن بلاگ هستید ، امیدوارم از تغییرات لذت ببرید و لحظات خوشی را در سایت به سر ببرید .
پیشنهاد ما برای بهتر دیده شدن مطالب وب استفاده از اینترنت اکسپلورر است .
مدیر وب: علیرضا




پیغام مدیر
دانلود آهنگ
شعر های درخواستی
لیست شعر ها
-----------
من و غروب و جاده
تنهای تنها
کافه های شلوغ
تو
بی تو
جان من
پدر
ها
کلید
پلک
دارم میرم
چشمات
شونه به شونه
خجالت
فرشته
آرزو ها
یادگاری
درد دوری
رویای آبی
داغ
بوسه ی باد
شهر فرشته های زشت
پشت صحنه
قلب یخی
شام آخر
تصور کن
بازی در صحنه
درد و دل
نوازش
وعده دیدار ما
دلتنگی
روی شاخه های دوری ...
لولای شکسته
نا نوشته
شمال
الکی
قصه گل و تگرگ
دو دلی
یکی در میون
مرد خدا
با هم
سفر
بارون
ممنوع
زندگی







عاشقانه های مصطفی و مریم
مکتوب دوست
طنز های اجتماعی
روح آزرده
زمزمه های یک عروس شمالی

.:: لیست کامل پیوندهای روزانه ::.
.:: ارسال پیوند ::.




» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :